دست نوشته های من

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و مجروح شد ملایی او را دید و گفت:

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و مجروح شد…ملایی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!یک یوگیست به او گفت: این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!یک پزشک برای او دو ... بیشتر بخوانید »

داگلاس نورث | برنده نوبل اقتصاد : اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه میابد یا نه اصلا سراغ فناوری کارخانه و ابزاری که استفاده میکند نروید

اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه میابد یا نه اصلا سراغ فناوری کارخانه و ابزاری که استفاده میکند نروید؛ اینها را به راحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد … برای دیدن توسعه بروید در دبستان ها و پیش دبستانی ببینید آنجا چگونه بچه ها را آموزش میدهند مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند بلکه ببینید چگونه آموزش میدهند.اگر کودکان ... بیشتر بخوانید »

دکتر مارسل بالتازار، اپیدمیولوژیست فرانسوی، پزشکی که طاعون و وبا را در ایران ریشه‌ کن کرد

وقتی حرف از بیماری‌های همه‌گیر در ایران می‌شود، بی‌انصافی است اگر از دکتر مارسل بالتازار، اپیدمیولوژیست فرانسوی یاد نکنیم، کسی که در فاصله سال‌های ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۷ خورشیدی ریاست انستیتوپاستور ایران را بر عهده داشت و پس از ترک ایران نیز تا سال ۴۵ مشاور علمی این موسسه بود. دکتر بالتازار در طی سال‌ها فعالیت خود در ایران توانست به ... بیشتر بخوانید »

مولانا حیرت زده پرسید: مگر تو شراب خوار هستی؟!

می گویند: روزی مولانا، شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد. شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟مولانا حیرت زده پرسید: مگر تو شراب خوار هستی؟!شمس پاسخ داد: بلی !مولانا: ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!! ... بیشتر بخوانید »

تفاوت مظفرالدین شاه و رضا شاه

وقتی سل در تهران فراگیر شد و مظفرالدین شاه بدان مبتلا شد و در دارآباد شمیران «کاخی برای خود» ساخت تا در پناه آب و هوای خوش آن منطقه بهبود یابد. اما رضا شاه بعدها آن کاخ را به «بیمارستانی برای همه» تبدیل کرد؛ جایی که امروز بیمارستان مسیح دانشوری است و اکنون محل درمان بیماران تنفسی از جمله کرونا ... بیشتر بخوانید »

فرق جرم سیاسی و جرم عادی!

می گویند:فردی از کنار مسجد رد می شد.متوجه شد یک نفر در داخل شبستان مسجد در حال خالی کردن صندوق نذورات مردم و جمع کردن فرشهاست… فرد عابر که فهمید ،آن مرد دزد است با صدای بلند فریاد زد:ای تف به شرفت…از خانه خدا دزدی می کنی؟ مرد دزد با حرارت پاسخ داد: مردک، توی خانه خدا تف می اندازی؟بگذار ... بیشتر بخوانید »